فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

393

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

بغداد با عدّهء تمام بيرون آمد و « 1 » او را به نهيب تيغ و تازيانه از اطراف خلافت خانه براند . در زمان المستعصم باللّه همان عدد موجود بود و همان عدّه غير مفقود . فامّا ، وزير چون گربه‌اى مكّار در كار بود و چون موش دزد در انبار ، و عزم آنكه نوعى كند كه از آن عدّه اثر نماند و در تفريق جنود [ و ] تشتيت او بكند آنچه تواند « 2 » ؛ جبّ مال كه جبّ بال است « 3 » بر خاطر خليفه مزيّن ساخت و خليفه را چون يوسف از اخوان و عساكر جدا كرده ، در غيابة الجبّ [ انداخت و ] « 4 » ، در حضرت خلافت معروض داشت كه به حمد اللّه نهيب خلفا نه چنان در خواطر متمكّن است كه كسى را قصد خلافى در خاطر گذرد و حرم مكرّم ائمّهء كرام ( 210 - پ ) نه چنان به عين توقير ملحوظ و از بيم تسخير محفوظ است كه كسى به عزم آن باديه شقاقى برد . كثرت لشكر جهت استظهار و عدّه براى وقت اضطرار است . چون دولت از نكايت اعدا سالم باشد ، زر بسيار به جمعى « 5 » بيكار دادن از باب اسراف است و سرف نه از خصال محمودهء اشراف « 6 » ؛ و ادّخار خزاين محبوب و اقتناى دفاين مرغوب است . خليفه دم « 7 » خداع آن خداج خورده به اخراج عساكر و ادخال [ ذخاير ] خزاين رخصت داد . ابن علقمى در اندك روزگار خزاين بسيار جمع كرد و تمام خراج را در بيت المال فراهم آورد . رؤوس جنود متنافر گشتند و رغبت فرار در ايشان متوافر شد . چون در بغداد سپاهى لايق و جند [ ى ] موافق نماند ، به خدمت هلاكوكس فرستاد كه كار خليفه ساخته و بغداد جهت نزول شما پرداخته [ ام ] . هلاكوكس فرستاد كه كار خليفه را تمام سازند و خود نيز متوجّه [ بغداد ] شد « 8 » . و چون لشكر نبود كه دفع او را تصدّى « 9 » نمودى و امير نامدار نه كه در اين واقعهء خونخوار « 10 » سپهسالار بودى تا غايتى كه غلامان حرم و چاكران [ خدم ] را جهت مقابلهء « 11 » هلاكو تعيين مىكرد .

--> ( 1 ) . K : تا . ( 2 ) . K : نمود . ( 3 ) . F : حبّ مال كه حبّ و بال است ، P : حبّ مال كه حبّ و بال است ؛ با توجّه به نسخهء K تصحيح شد . ( 4 ) . F : انداخته ( 5 ) . F : جمع . ( 6 ) . P : اشرف + است . ( 7 ) . K : افسون . ( 8 ) . P : هلاكو توجّه بغداد نمود . ( 9 ) . F : متصدّى . ( 10 ) . P : خوانخوار . ( 11 ) . F : مقاتلهء .